برندزلینک

مرجع لینک

برندهای برتر

افزایش رتبه

افزایش محبوبیت

افزایش ترافیک

هنر اسلامی (در چالش مفاهیم معاصر و افق های جدید)

هنر اسلامی (در چالش مفاهیم معاصر و افق های جدید)

• واژه های کلیدی

هنر اسلامی، هنر مقدس، قرآن، مسلمانان، هنر عربی، هنر انتزاعی و هندسی


• مقدمه

واژه ی «هنر اسلامی» واژه ی آشنا و غریب است که روشنایی معنای آن، تیرگی تاویل آن را به همراه آورده است. هر چند محقققان فرانسوی، اولین کاوشگران آکادمیک آثار اسلامی می باشند، لیکن واژه ی «هنر اسلامی» اولین بار در محیط های دانشگاهی انگلستان، جامه ی تعریف یافت. به عبارت دیگر، انتخاب عبارت هنر اسلامی، برای برخی آثاری که با این عنوان بازشناسی می شوند، به وسیله ی سازندگان آن به انجام نرسیده؛ زیرا شفافیت ویژگی های یک اثر اسلامی، به قدری واضح و مبرهن بوده، که در مکتوبات فرهیختگان گذشته، نیازی به باز گویی احساس نمی شده است. تلاش کاوشگران غربی، در بازکاوی آثار باستانی، در کشور های اسلامی حرکتی شد که در نهایت به تعریف هنر و معماری اسلامی نیز تعمیم یافت.



• هنر اسلامی چیست؟

هنر اسلامی، شامل ویژگی های مختلف و جنبه های گوناگون است که هر یک بیانگر خصیصه ای از خصوصیات آن به شمار می آید. اغلب تعریف ها، نگاهی تقلیل گرایانه دارند. از این رو ، موجب حذف برخی ویژگی ها شده، به برخی دیگر محوریت می بخشند. این روند موجب جدایی تاویل از متن اصلی می گردد. این روند با برخوردی نشانه شناسانه، ماهیت هنر ایسلامی را، در نقشی که برای آن در هر یک از تعریف ها در نظر گرفته شده ، باز تولید می می نمایدهر چند که در اینگونه موارد، جایگاه هر ساختار از پیش تعیین شده آزادی و انسجام تعریف را از میان می برد لیکن تلاش گسترده ی هنر پژوهان، در ارائه ی تعریفی جامع و مانع از هنر اسلامی، در کنار باز کاوی مبانی نظری آن ، موجب فرگشت ترافزاینده بستارهای هنر اسلام شده است. با این وجود، هنوز انسجام امید بخشی، در ارائه ی تعریفی جامع و مانع از آن، بدست نیامده و باز تولید معنایی هنر اسلامی تنها در سایه ی تعمق و توجه به مبانی نظری و مفاهیم اصولی آن میسر خواهد بود.



• نگره های اصلی در هنر اسلامی:

1- هنر مقدس:

این نگرش هنر اسلامی را هنر مقدس می پندارد. دو رویه ی متمایز، در مبانی اندیشه سازی این گروه قابل بازشناسی است. بر این اساس دو تعریف متمایز از هنر اسلامی به دست می آید؛



الف: هنر اسلامی هنری است که مستقیما از دستورات قرآن کریم و یا روایات اسلامی به دست آمده باشد. مبنای این تفکر این است که می گویند : انسان تمام نیاز های خود را می تواند در قرآن بیابد ... و قرآن را به عنوان تنها منبع قابل اعتماد برای هنر مند مسلمان و محور اصلی در باز خوانی هنر اسلامی معرفی می کنند. عده ای در این زمینه به تندروی هایی نیز دچار شده اند تا آنجا که خود مجبور شده اند، این نگرش افراطی را نا مناسب معرفی کنند.

در این نگرش، قرآن تنها یک کتاب دینی مشتمل بر نشانگان مذهبی نیست بلکه منبعی است برای تمام زندگی که هر عنصر اسلامی باید مو به مو برگرفته از دستورات آن باشد. در این تعریف هنر اسلامی همان هنر قرآنی است. اجازه ی بهره گیری از تزئینات در مسجد را موجب پدیداری کاشیکاری، طهارت آب را موجب شکل گیری حوض آب در صحن، اجازه ی رفعت را موجب بر پایی گنبد و مناره در مسجد معرفی می کنند.

این نگرش در سه مرحله با مشکل روبرو می شود:

1- نخست آنکه در بسیاری از موارد دستورات در قرآن مجید، ثبت نشده است به عنوان مثال در تورات دستور ساخت کشتی، نحوه ی کف سازی هیکل و غیره آمده است ولی در قرآن دستورات مشابهی در آن دیده نمی شود در این حالت لازم می آید تورات کاملتر از قرآن تلقی گردد.

2- وقوع دگرگونی های تکنو لوژیک امکان اجرای دستوری ثابت، در طول زمان را منتفی می سازد در حالی که اسلام دینی است برای تمامی دوران و لازم است دستورات آن در همه ی زمان ها ارزشمند باقی بماند.

3- تنوع نژادی، اقلیمی و منطقه ای مسلمانان، پرسش بی پاسخ دیگری در این زمینه است. اگر قرار باشد قرآن دستورات ثابتی بدهد دیگر در همه جا قابل اجرا نبوده و جهان شمول بودن تعالیم الهی اسلام، زیر سوال خواهد رفت.



ب: هنر اسلامی هنری است که برگرفته از استعارات و مفاهیم مقدس و اسلامی باشد. در این رویکرد رواداری بیشتری نسبت به گروه قبلی مشاهده می شود. شالوده این نگره بر مقدس دانستن برخی اعداد یا فرم هاست. دریافت تقدس کعبه از شکل مکعبی آن، تقدس حجر الاسود به سبب فرود از آسمان و یا تبرک جامه ی مخملین کعبه به سبب آداب مقدس جامه پوشانی از مثال های روشن این رویه اند. رویکرد های این نحله از یکسو منجر به شکلگیری اعداد مقدس به عنوان پایه ی طراحی و از سوی دیگر منجر به روایتگری نشانه گرا در فرآیند طراحی شده است.

این نگاه نه تنها جامع و مانع نیست حتی نمی تواند تناقض درونی خویش را نیز برطرف سازد. از یک سو عدم ساز گاری عده ای از آثار با اعداد مقدس ، اعتبار آن ها را به زیر سؤال برده، از دیگر تلاقی استعارات و روایت خوانی نشانه گرا در آثاری اسلامی آن ها را به دیگر مکاتب همانند ساخته است. چراغ محراب که نشانه ای از نور خداوند سبحان معرفی شده، بیانگر مقام حلول است نه تجلی. و قرار نگرفتن آن در مرکز مسجد –زیر گنبدگاه-بر تناقض این اندیشه افزوده است. هنر مقدس مدت هاست که در حوزه ی تحلیل به عنوان یکی از مهمترین بنیادهای هنر مذهبی تجلی یافته و پرداختن به هنر اسلامی، مسیحی، بودایی، و غیره، بدون توجه به ابعادو ویژگی های آن امکان پذیر نیست. پذیرش هنر اسلامی، به عنوان هنر مقدس هر چند معرف هنر اسلامی نیست، لیکن همواره سرشار از بداعت و تازگی خواهد بود.



2- هنر جهان اسلام:

الف: هنر سرزمین های اسلامی : این نگرش، هنر اسلامی را هنر سرزمین های اسلامی می پندارد. در این نگرش اسلام اساسا درای هنر و یا رویکرد هنری نیست، بلکه آنچه در سرزمین های اسلامی تا پایان قرن بیست به وقوع پیوسته، هنر اسلامی شمرده می شود. حتی اگر سفارش دهندگان این اثار خود مسلمان نباشند و یا کالای تولیدی در خدمت آرمان های اسلامی نباشند در این روش ممکن است حتی هنرمند نیز مسلمانان نباشد چنانکه کرستین پرایس می گوید«هنر صنعتگران – که بسیاری از آنها هرگز به اسلام نگرویدند- با هم پیوند خورد و زیر فرمان اسلام مبدل به شیوه هایی شد که امروزه هنر اسلامی ، شناخته می شود».

و یا الگ گرابار هنر اسلامی را مربوط به اسلام نمی شناسد و می گوید هیچ رابطه ای میان هنر اسلامی و اعتقادات اسلامی وجود ندارد. در این نگاه، هنر اسلامی اساسا التقاطی و غیر اصولی شناخته می شود تا آنجا که در کتاب هنر های اسلام در سده های نخستین می بینیم: « به طور کلی هنر اسلامی از تکنیک ها و تم هایی به وجود آمد که از کشور های تسخیر شده اخذ شده بود. اسلام مصالحه ای میان هنر ایران، بیزانس و مصر به وجود آورد ... ».

ب: هنر مسلمانان: این نگرش هنر اسلامی را هنر هنرمندان مسلمان معرفی می کند. از بزرگان این گروه می توان به دیمر و آرنولد اشاره کرد. در این نگاه هنر اسلامی وجودی ماهوی ندارد، بلکه نامی است که به وسیله ی آن آثار هنرمندان مسلمان بازشناسی می گردد. این روش توجیه مناسبی برای تنوع آثار هنر اسلامی ارائه می کند که آن گونه گونی مسلمانان است پیشرفت تکنیک های هنری با پیشرفت مسلمان هماهنگ بوده و این برهانی دیگر بر استواری این اندیشه تلقی شده است.

این نظریه به وسیله ی عده ی زیادی از پژو هشگران هنر اسلامی تا کنون به شیوه های متفاوتی مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است. این تعریف از هنر اسلامی با وجودی که جامع است، مانع نیست. ممکن است هنرمند مسلمانی یک اثر هنری غیر اسلامی تولید نماید. از این رو باز شناسی هنر اسلامی به عنوان هنر هنرمندان مسلمان، کلی نگر و غیر دقیق است.



3- هنر با محتوای دینی :

این نگرش ، هنر اسلامی را هنر ی می داند که انتقال دهنده ی مضامین الهی و اسلامی است. لذا هنر باید در خدمت تعالیم اسلامی و ارشاد مردم قرار گیرد تا بتوان آن را اسلامی نامید. هنر اسلامی، هنری است حاکی از تجلی عوالم برتر، در ساخت های نفسانی و دینی . هنری که با تقدس خویش دنیای مادی را سرشار از پیام های ایزدی نماید.

پذیرفتن هنر اسلامی ، به عنوان هنری با محتوای دینی، منجر به پذیرش تمام صور هنری به عنوان پیام رسانی و پذیرش شمایل نگاری در مساجد و ابنیه ی مذهبی است به عبارت دیگر، بر اساس این نگرش باید بتوانیم، تصویر حضرت علی (ع) را در مسجد نصب کنیم. این در حالی است که طرفداران این روش خود به تناقض این نگاه با سیره ی پیامبر اکرم اذعان دارند. علاوه بر این رویه ی هنر مندان مسلمان نیز جز این بوده که همواره، جدا از مضمون و محتوای اثر به فرم و زمینه ی آن نیز توجه کرده اند.



4- هنر عربی:

در این نگرش، هنری که ملهم از پشتوانه اندیشه های عربی قبل از اسلام و صدر اسلام است و یا هنری که وفادار به زبان عربی، به عنوان واسطه تماسی قرآن مجید باشد، هنر اسلامی خوانده می شود. تالبوت رایس هنر اسلامی را در ساخته از نگره های عربی ابرا نگاره های اسلامی، در سال های ابتدایی پیدایش اسلام می خواندو از این رو برای آن پیشینه ای عربی قائل می شود.

حضور زبان عربی به عنوان ابزار رسانه ای وحی، باعث گردیده عده ای از متفکران اسلامی، از آن به عنوان زبان مقدس و یا عنصر اصلی هنر اسلامی یاد کنند ... به هر حال این گروه از پژوهشگران هنر اسلامی برای این هنر پشتوانه ای عربی معرفی می کنند.

آنچه در سرزمین های اسلامی پراکنده شده است خود زبان عربی نیست بلکه زبان وحی است و اگر زبان عربی رونق یافته، به سبب جریان آن، در قالب نظام دیوانی دستگاه های مدیریتی است نه تقدس ماهیتی آن.



5- هنر هندسی:

این نگرش هنری را اسلامی می داندکه از یک سری تکنیک های خاص و یا عناصر انتزاعی شده مشخص مانند شمسه، چلیپاو غیره استفاده نماید . در این نگاه، هنر اسلامی گاهی تا مرز یکسری نگاره و نقشمایه تقلیل می یابد در این زمینه گاهی تکنیک ها و روش های کارایند یک معنا را، مهمتر از خود معنا معرفی می کند.

نقش مایه های اسلیمی و نگاره های هنری همزاد اسلام نیست. پس نسبت دادن یک فرم به هنر اسلامی، امری غیر قابل قبول است. هنر اسلامی هنر توحید است و با هنر تجرید متفاوت است. اغلب پژوهندگانی که هنر اسلامی را در نقش مایه های آن جستجو کرده اند از این نظریه حمایت می کنند در حالی که نه از نظر جامعیت برخوردار است و نه از مانعیت، به عبارت دیگر هر نقشینه ی اسلیمی، انتزاعی نیست و تمام نقش مایه های انتزاعی، اسلامی نیستند.



6- هنر اسلامی شامل همه موارد فوق است:

این نگرش، هنر اسلام را شامل تمامی این نظریات و یا گزیداری از عناوین فوق معرفی می کند و گاهی در حرکتی محافظه کارانه تر، تمام این عناوین را، در قالب بستار های هنر اسلامی، باز تعریف می نماید و این در حالی است که گونه گونی دستورات و برنامه های ارائه شده علیرغم جامعیت از مانعیت برخوردار نیست، در طرف مقابل گروهی دیگردر صدد گردآوری اشتراکات گروه های پیش فرض و تعریف سامان های جدید برای هنر اسلامی اند. در این رویکرد یک اثر اسلامی، تعریف یافته از صفاتی متمایز و گونه گون، تحت عنوان ویژگی های هنر اسلامی می گردد. البته بسیاری از گروه های فوق هیچ جنبه ی اشتراکی با یکدیگر ندارند از این جهت، این تعریف نیز علیرغم مانعیت از جامعیت برخوردار نیست، در هر صورت تلاش این گروه از دانش وران حاصل حرکت نمود گرایانه، در باز تعریف هنر اسلامی است، با شرایطی که تمام شرایط فوق را شامل گردد این تلاش به خودی خود، به ابهام و واگرایی تعریف های هنراسلامی دامن می زند.



• نتیجه گیری:

- هنر اسلامی لزوما برگرفته از آیات و روایات نیست هر چند هنر اسلامی خود را بی نیاز از آن نمی داند.

- قداست هنر اسلامی در فرم آن نیست، بلکه در صورت آن است.

- هنر اسلامی هنر دولت ها و سرزمین های اسلامی نیست هر چند اغلب آثار اسلامی، در دوره ی پایداری این دولت ها شکل یافته و شکوفایی خویش را مرهون این دولت هاست.

- هنر اسلامی، هنر هنرمندان مسلمان نیست هر چند یک اثر اسلامی نمی تواند چیزی جز نمود نیت فرجام شناسانه یک مسلمان متعهد باشد.

- خلق هنر ی در اسلام، بازتاب حسن فعلی و حسن فاعلی است.

- مسلم است که هنر اسلامی محتوای دینی دارد لیکن هر هنر با محتوای دینی اسلام نیست، چه رسد به واسطه ی زبان. حضور کلام عربی در آثار اسلامی، تقدیس کلام است نه زبان.

- هندسه ماهیت هنر اسلامی نیست، بلکه سازواره ی انسجام آن است که در صورت آن نمود پیدا می کند.

- در این هنر هیچ نشانه ای، بی نشان نیست و هر نمایه، گزاره ی یک ترابر نمایه ی متعالی است.

آخرین نمایه ی هنر اسلامی توحید است هنر اسلامی تداومی است از صورت به آیت و آیت به وحدانیتی پایدار، که در آن نقش مایه ها رنگ باخته ، انگاره ها نقش می گیرند. در هنر اسلامی، فرم، محتوا و رسانه فرع حکمت اند و چون وحدت در کثرت، روایت یگانگی باریتعالی است.

برندزلینک


www.brandslink.ir

ارسال شده در تاریخ : 1 اسفند 1392 ساعت 19:09

بازگشت به صفحه اصلی مقالات

نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده

ارسال نظر

برای ثبت نظر ابتدا با حساب کاربری خود وارد سایت شوید

ارسال کننده
نام ونام خانوادگی : : karimi
نام کاربری : marjan.karimi
تاریخ عضویت : 1 اسفند 1392
تعداد مقالات ارسالی : 1
تعداد لینک ها : 0